داستان فرزندان آنجلینا جولی همسر و فرزند

داستان: فرزندان آنجلینا جولی همسر و فرزند آنجلینا جولی دوران کودکی لس آنجلس فرودگاه لس آنجلس مسافرت بازیگر اتیوپی فرزندان

گت بلاگز اخبار حوادث سناریوی رمال قلابی جهت دزدی طلای مادر و دختر

رمال قلابی به بهانه آخر دادن به اختلافات زوجی و دور کردن اجنه از خانه‌شان، زن میانسال و دخترش را بی‌هوش کرد و طلاهایشان را دزدید. 

سناریوی رمال قلابی جهت دزدی طلای مادر و دختر

عبارات مهم : لیوان

رمال قلابی به بهانه آخر دادن به اختلافات زوجی و دور کردن اجنه از منزل شان، زن میانسال و دخترش را بی هوش کرد و طلاهایشان را دزدید.

به گزارش جام جم، چندی پیش دختری جوان با حضور در پلیس آگاهی تهران، از پسر مورد علاقه اش و مرد رمالی به اتهام بی هوش کردن وی و مادرش و نیز دزدی طلاهای هردویشان شکایت کرد.

شاکی به افسرتحقیق گفت: از مدتی قبل پدر و مادرم با هم مسئله پیدا کرده و دعوا داشتند. دوستی به من پیشنهاد داد نزد یک رمال بروم و نسخه خوشبختی بگیرم تا درگیری پدر و مادرم را آخر دهد. ماجرا را با پسر مورد علاقه ام در میان گذاشتم و قرار شد او برایم رمالی را پیدا کند جهت گرفتن نسخه خوشبختی نزد وی برویم. او بعد از چند هفته سراغم آمد و مدعی شد مرد رمالی را پیدا کرده هست. شماره او را به من داد و خواست خودم با آن مرد حرف بزنم. من هم قبول کردم و چند روز بعد با شماره تلفن مرد رمال تماس گرفتم.

سناریوی رمال قلابی جهت دزدی طلای مادر و دختر

شاکی ادامه داد: زمانی که راجع به اختلاف والدینم و دعوای آن دو با مرد رمال حرف زدم، او از من نشانی منزل مان را خواست تا آنجا را بررسی کرده و بعد با مادرم حرف بزند. با اعتماد به مرد رمال نشانی منزل مان را به او دادم و او روز بعد به ملاقات من و مادرم آمد. مرد رمال همه جای منزل مان را نگاه کرد بعد از من و مادرم خواست دو لیوان شربت بیاوریم و برابر او بگذاریم. او شروع کرد به خواندن وردهایی و مدام دستانش را به این سو وآن سو تکان می داد. بعد از نیم ساعت مرد رمال به ما گفت در این منزل اجنه وجود دارد و حضور آن باعث شده است پدرم و مادرم دچار مسئله شوند.

وردهای دروغین رمال قلابی

رمال قلابی به بهانه آخر دادن به اختلافات زوجی و دور کردن اجنه از خانه‌شان، زن میانسال و دخترش را بی‌هوش کرد و طلاهایشان را دزدید. 

دختر جوان گفت: اودوباره وردهایی را جهت دور کردن اجنه از منزل مان خواند. بعد از ما خواست جهت چند دقیقه به اتاق دیگری برویم و دوباره نزد وی بازگردیم. زمانی که بازگشتیم او از ما خواست لیوان شربت را بنوشیم. ما هم طبق خواسته اش عمل کردیم. بعد هم او مبلغی از ما پول گرفت و رفت تا چند روز دیگر بیاید و نسخه های خوشبختی تازه را برایمان بیاورد. شربت ها را نوشیدیم، ولی سرمان گیج رفت و به خواب رفتیم. ساعاتی بعد که به هوش آمدیم متوجه شدیم بخشی از طلاهای من و مادرم به دزدی رفته هست. نمی دانستیم این طلاها چطور دزدی شده است هست. روزبعد با مرد رمال تماس گرفتم و ماجرای دزدی طلاها را به او گفتم وی این بار اعلام کرد طلاها را اجنه برده اند. این بار باید مردی نیز همراه وی باشد تا وردهایی که می خواند را با وی تکرار کند تا اجنه به طور کامل از منزل خارج شوند تا دیگر طلایی دزدی نشود و طلاهای سرقتی را بعد دهند.

شاکی گفت: من هم بناچار با پسر مورد علاقه ام تماس گرفتم و از او خواستم روزی که رمال می آید او نیز به منزل مان بیاید. ابتدا قبول نکرد ولی بعد از اصرارهای من قبول کرد. مرد رمال دوباره لیوان های نوشیدنی را خواست و از من و مادرم خواست به اتاق دیگری برویم و 10 دقیقه دیگر بازگردیم تا او به کمک پسر مورد علاقه ام وردها را بخواند و سریعتر اجنه ازخانه مان خارج شده است و طلاهای سرقتی را بعد دهند. طبق خواسته آن دو عمل کردیم، زمانی که بازگشتیم شربت داخل لیوان را نوشیدیم. بعد آن دو رفتند.

من و مادرم دوباره سرمان گیج رفت و بی هوش شدیم. ساعاتی بعد که به هوش آمدیم، متوجه شدیم طلاهای موجود در منزل مان به ارزش 30 میلیون تومان دزدی شده است هست. همان موقع به مرد رمال زنگ زدم که تلفن او خاموش بود. بعد به پسر مورد علاقه ام زنگ زدم که تلفن وی نیز خاموش بود. روزهای بعد تلفن هردویشان را گرفتم ولی خبری از آنها نبود و هردو ناپدید شده است بودند. از رمال و پسر مورد علاقه ام شکایت دارم. در این مرحله با دستور قاضی خاکزاد، مدیر شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 34 تهران، تحقیقات پلیسی جهت دستگیری مرد رمال و همدستش شروع شد تا این که چند روز پیش پسر جوان که رمال را به خانواده شاکی معرفی کرده بود، در مخفیگاهش شناسایی و بازداشت شد .

سناریوی رمال قلابی جهت دزدی طلای مادر و دختر

همدستی مرد آشنا با رمال

متهم با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و به افسر تحقیق گفت: من نمی خواستم سر دختر مورد علاقه ام کلاه بگذارم. زمانی که رمالی پیدا نکردم تا با نوشتن نسخه های خوشبختی اختلاف میان والدین او را حل کند، عنوان را به برادرم گفتم که او تصمیم گرفت خودش را به جای مرد رمال جا بزند و به منزل آنها برود. او در مرحله اول تنها رفت و با خواندن وردهای دروغین جهت دور کردن اجنه از منزل دختر مورد علاقه ام، با ریختن داروی بی هوشی داخل لیوان های شربت آنها را به مادر و دختر داد و آن دو را بی هوش کرد. همان روز بخشی از طلاها را با این تکنیک دزدید و فروخت. در مرحله بعدی جهت لو نرفتن ماجرا این بار مرا هم با خودش برد. بقیه طلاها را این بار با هم دزدی کردیم. با اعتراف وی، رمال قلابی نیز بازداشت شد و به جرایمش اعتراف کرد.

با صدور قرارقانونی جهت این دو برادر قرار شد آنها طلاهای سرقتی را که فروخته بودند تحویل شاکی بدهند.

رمال قلابی به بهانه آخر دادن به اختلافات زوجی و دور کردن اجنه از خانه‌شان، زن میانسال و دخترش را بی‌هوش کرد و طلاهایشان را دزدید. 

واژه های کلیدی: لیوان | خوشبختی | دختر مورد علاقه | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz